قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي
373
درة التاج ( فارسى )
كى حكما گويند كى اطلاق حملىّ بر سالبه مجاز است ، جه درو رفع حمل است نه حمل ، و اين مجاز از باب اطلاق اسم احد الضّدّين على الآخر است ، و اگر دوّم باشد يعنى « ( اگر ) » سلب متأخّر نباشذ قضيّه موجبهء معدولة الموضوع باشذ اگر بر سلب مقدّم باشذ اسم موصول - يا الف و لام - يا سور ايجاب ، - جنانك الذى ليس به حيوان ، و [ ( اللّاحيوان ، و كلّ ما ليس به حيوان ، ) ] خواه حرف سلب متعدّد باشذ ، و خواه نباشذ ، و اگر هيج ازينها بر سلب « 1 » مقدّم نباشذ قضيه سالبهء معدوله الموضوع باشذ . - اگر « 2 » سلب متعدّد باشذ ، و محصّلة الموضوع اگر سلب متعدد نباشذ - الّا آنك [ ( سلبى كى برو ) ] سلبى مقدم نشده باشذ لفظ : غير باشذ ، جه قضيه موجبهء معدولة الموضوع باشذ و حكم قسم سيم كى بعضى از حروف سلب بر موضوع مقدم باشذ و بعضى مؤخر - بعد از تصور حكم قسم اول و دوم بوشيده نماند . و عادت جنان رفته است كى بحث از مناسباتى كنند - كى ميان قضاياء معدولة - المحمول و محصّلة المحمول موجبه - و سالبه باشذ « 3 » بس ميگوئيم : هر دو محصوره كى متوافق باشند در موضوع - و محمول و متخالف در كيف . متناقض باشند : اگر در كمّ و جهت مختلف باشند ، جنانك بعد ازين روشن شود ان شاء اللَّه تعالى . و اگر متوافق باشند در موضوع و كيف - و متخالف در عدول و تحصيل يعنى محمول يكى نقيض محمول ديگرى باشذ : اگر موجبتين باشند صدق ايشان ممتنع باشذ - به شرط اختلاف مذكور . و اگر سالبتين باشند كذب ايشان ممتنع باشذ هم به شرط مذكور .
--> ( 1 ) - ازينها بر سلب ازينها - م . ( 2 ) - اگر آن - م . ( 3 ) - باشند - م .